مرگ مرموز نوزاد سه روزه در بیمارستان، راز زندگی پنهانی دختر فراری را فاش كرد.
مرگ مرموز نوزاد سه روزه در بیمارستان، راز زندگی پنهانی دختر فراری را فاش كرد.
شامگاه ۴ آبان یك مرد سالخورده در حالی كه نوزاد دختری در آغوش داشت به
یكی از بیمارستان های تهران مراجعه كرد و به مسئولان اورژانس گفت: «این
دختر سه روزه نزد ما امانت است اما حالش خوب نیست. خواهش می كنم كمكش
كنید.» پزشكان پس از معاینه نوزاد كه دچار تشنج شدید بود، درمانش را آغاز
كردند اما معالجات مؤثر واقع نشد و دختر كوچولو چند ساعت بعد جان سپرد.از
سوی دیگر پرستاران وقتی به سراغ پیر مرد رفتند اثری از او ندیدند.
بنابراین موضوع را به مأموران كلانتری اطلاع دادند.در ادامه بررسی ها مشخص
شد پیرمرد هنگام مراجعه به بیمارستان و تشكیل پرونده یك كارت شناسایی به
امانت گذاشته است. بنابراین موضوع به حسین روشن - بازپرس ویژه قتل تهران-
گزارش شد. از سوی دیگر در نخستین گام با توجه به وجود آثار كبودی و زخم
روی صورت و بدن نوزاد فرضیه كودك آزاری قوت گرفت. بنابراین به دستور
بازپرس جنایی جسد برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشكی قانونی منتقل شد و
مأموران نیز تجسس برای شناسایی و دستگیری پیرمرد فراری را آغاز
كردند.سرانجام پس از سه ماه، محل زندگی غلامرضا- ۷۰ ساله- شناسایی و او از
سوی مأموران دستگیر شد.وی در نخستین بازجویی ها گفت: «دو شب قبل از این
اتفاق، دخترم سحر -۲۸ ساله- بچه را به خانه آورد و گفت كه نوزاد متعلق به
یكی از دوستان اوست كه به زندان افتاده است. من هم از سر ناچاری موضوع را
پذیرفتم. اما شب بعد ناگهان حال نوزاد بشدت بد شد و تشنج كرد. من هم
بلافاصله بچه را به بیمارستان رساندم. پس از آن قرار شد خانواده نوزاد،
كارهایش را پیگیری كنند و به همین خاطر هم موضوع را فراموش كردم.
دخترم نیز چیزی نگفت.وقتی بازپرس روشن دستور احضار دختر پیرمرد را صادر
كرد وی گفت: «دخترم بازداشت است! مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعی او را
چند روز قبل دستگیر كرده اند.» در ادامه بررسی ها صبح دوشنبه مأموران
مبارزه با مفاسد اجتماعی با دستور بازپرس جنایی، سحر را برای بازجویی به
شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی منتقل كردند.وی كه اعتیاد شدیدی به مواد
مخدر دارد در بازجویی ها گفت: «بچه مال خودم بود اما می ترسیدم به پدرم
چیزی بگویم. چرا كه من یك دختر فراری هستم كه در میان خانواده ام جایی
نداشتم.وقتی هم دخترم به دنیا آمد پزشكان گفتند معتاد است و زیاد زنده
نخواهد ماند با این حال بچه را برداشته و از بیمارستان فرار كردم. اما
باور كنید او را كتك نزدم آثار كبودی روی صورت و بدنش هم به خاطر اعتیاد
بود.»در این میان پیرمرد كه از شنیدن حرفهای دخترش شوكه شده بود به قاضی
گفت: «باور كنید تا همین حالا از ماجرا خبر نداشتم.»بازپرس پرونده پس از
بازجویی از پدر و دختر، آنها را برای رفع ابهام بازداشت كرد.