چگونه فراموشت کنم آن زمان که باتولدت در قلبم همه را فراموش کردم...برایم تمامی اسمها بیگانه شدند،تمام خاطرات مردند....دستم را به تو می دهم،قلبم را به تومی دهم،فکرم را به تو می دهم، نگاهم از آن تواست.....ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم،درحالی که قلبت از محبت بی نیاز است..
چگونه ببوسمت درحالی که عشقت هست در وجودم جاری....


بگذار نامت را تکرار کنم،دلنشین است،چه داشته ای که مرا این گونه طلسم کرده ای...

زمانی که باتوهستم ،به آسمان ،به بیکران پرواز می کنم ،پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمی دانم.....