پایین دار قالی خالی است
پایین دار قالی خالی است
كمتر از یك دهه از عمر هنر جدید یا هنر مفهومی یا به عبارت دیگر ژانرهای جدید هنرهای تجسمی در ایران میگذرد.
سالهای ابتدایی ورود این هنر به ایران نمایشگاههای زیاد و پربینندهای بر گزار میشد كه میتوان گفت شاید برای مخاطبان به نوعی تردستیهایی از جنس هنر به حساب میآمد. پس از گذشت چند سال و تغییر مدیریتها در عرصه هنر چه در وزارتخانه و چه موزه و... پرداخت دولتی به این ژانرهای تازه به دنیا آمده كمرنگتر شد تا جایی كه هماكنون تقریبا وجود خارجی ندارد و تنها محدود به برخی گالریها شده است.
به گزارش همشهری ، گالری اثر نیز در آخرین نمایشگاه خود آثار هنر جدیدی را به نمایش گذاشت، با عنوان « پایین دار قالی: فرش ایرانی در هنر معاصر ایران»؛ عنوانی بسیار بزرگ، برای نمایشگاهی بسیار كوچك. پنج هنرمند در این نمایشگاه آثار خود را ارائه كردند: محبوبهكرمعلی، صادق تیرافكن، سمیرا علیخانزاده، ندارضویپور و محمود بخشیموخر.با یك نگاه ساده به این آثار و در كل به نمایشگاه، نخستین سؤالی كه برایت پیش میآید این است كه با توجه بهعنوان نمایشگاه آیا 5 هنرمند میتوانند نماینده كل هنر معاصر ایران باشند؟
پس از گذشتن از این موضوع هنگامی كه به آثار موجود در نمایشگاه دقت میكنیم ابتدا كم بودن آثار ما را شوكه میكند. البته تعداد آثار اصلا دلیل بر خوبی یا بدی یك نمایشگاه نیست، ولی وقتی نمایشگاهی چنین عنوان بزرگی را یدك میكشد حداقل انتظار داریم كه تعداد بیشتری كار هنری ببینیم.
نگاه كردن به آثار نیز چنگی به دل نمیزند. عكسهای تكراری محبوبه كرمعلی تصاویری است از فرشهای شسته شده شب عید كه از پشت بامها آویزان است. تصویری كه مكرر دیده شده و نه كادر بندی خاصی دارد و نه مفهوم، به زور به بیننده میفهماند كه فرش ماشینی جایگزین فرش دستی شده است.
ویدئو آرت ندا رضویپور، تصویری كسلكننده از یك ماشین لباسشویی است كه چند عروسك را میشوید و دائم میچرخد. ویدئو توسط تلویزیونی كه روی فرش قرار گرفته تصویر تكراری خود را نشان میدهد و در اطراف فرش عكسهایی از دیتیلهایی از حمام، آشپزخانه، لبخند یك زن و... . عنوان این اثر «یادداشتهای یك زن خانهدار» است.
اثر بعدی عكسی بود از صادق تیر افكن كه اگر عكس فرش را از پسزمینه تصویر حذف میكردی، فیگورها هیچ ربطی به فرهنگ و هویت ایرانی پیدا نمیكرد. مجسمهای نیز از محمود بخشی موخر به نمایش در آمده بود كه به نسبت باقی آثار، حرف بیشتری برای گفتن داشت؛ دار فلزی قالی درحالیكه به وسیله پوشش سیاه پوشیده شده بود.و آخرین اثر كه شاید بهترین اثر این نمایشگاه باشد اثری بود از سمیرا علی خانزاده كه تصویر یك زن قدیمی با حس نوستالژیك چاپ شده روی پلگسی گلاس شفاف بود كه روی یك زمینه فرش واقعی نصب شده بود و تلفیق این دو، جلوه بصری زیبایی داشت و همچنین بیانگر مفاهیمی درون خود بود.
به هر حال این هنر معاصر ماست كه لنگان مسیری پر پیچ و خم را طی میكند. نه میتوانیم به آن افتخار كنیم و نه آن را مایه ننگ بدانیم. هنر معاصر ما شبیه موجودی است ناقص كه هنوز بزرگ نشده است و هویت و منزلت خود را نیافته. این در حالی است كه هنر معاصر در برخی از كشورهای شرقی بسیار پیشرفت كرده است.
